اَرداویرافنامه (به گفتار برخی اَرداویرازنامه یا ارداویرافنامک) نام یکی از کتابهای نوشتهشده توسط ویراف به زبان پارسی میانه است که از پیش از اسلام بهجا مانده است. مضمون کتاب، اعتقادات عامهٔ ایرانیان پیش از اسلام دربارهٔ آخرت است. بر طبق مطالب خود کتاب، ویراف موبدی است که به دنیای پس از مرگ سفر میکند و اخبار آن را برای زندگان میآورد. بارتلمی این نام را ارتاویراوُ میداند.
کتاب ارداویرافنامه تصویر جامعی از دوزخ در باورهای زرتشتیگری عهد ساسانی به دست میدهد. این کتاب که ظاهراً در قرن سوم هجری به رشتهٔ تحریر درآمده است، یکی از منابع مهم تاریخ شفاهی آیین باستانی زرتشتی است. از محتوای کتاب چنین برمیآید که متن اصلی پهلوی آن به اواخر دورهٔ ساسانی تعلق داشته است.
از آنجایی که دانته نیز در کتاب کمدی الهی سفر خود به برزخ، دوزخ و بهشت را توصیف میکند برخی پژوهشگران بر این باورند که دانته در آفریدن اثر خود از منابع عربی یاری گرفته و آن منابع به نوبهٔ خود از ارداویرافنامه اقتباس کردهاند. همچنین گفته میشود ارداویرافنامه، بر رساله الغفران ابوالعلاء معری نیز تأثیر داشته است. در کتاب اخیر، اما اینگونه معراج، مسافرت در آخرت واقع شده. به هر حال در فرهنگهای مختلفی که به زندگی پس از مرگ در بهشت و دوزخ ایمان داشتند، این گونه معراجنامهها سابقه دارند. مانند کتاب سنایی، که بیشتر متأثر از سنگنوشتههای کرتیر و کشف و شهود گشتاسپ است پس از آنکه به آیین زرتشت درآمد.
داستان
این کتاب، داستان موبدی است که برای بیگمان شدنِ مردمان دربارهٔ دین و رستاخیز و بهشت و دوزخ، خویش را به یاری موبدان دیگر به خواب هفتروزه میبرد و روان او در بهشت، نیکیهای نیکوکاران و در دوزخ پاداَفرَه (: مجازات) بدکاران را میبیند و پس از به هوش آمدن آن داستانها را بازمیگوید. این مرد ویراف نام دارد که او را اردا به معنای قدیس لقب دادهاند. ارداویراف را موبدان آیین مزدیسنا شربتی مخدر و مقدس میخورانند که تحت تأثیر آن وی به مدت هفت شبانهروز به خواب میرود و پس از بیداری داستان سیروسلوک روحی خود را برای دیگران بازگو میکند. گرچه قصهٔ سیروسلوک روحی ارداویراف جنبهٔ موهومی دارد، باز منبعی بینظیر از برداشت زرتشتیان عهد ساسانی از بهشت و جهنم ارائه میدهد.
ویراف یا ویراز نام یکی از موبدان عهد ساسانی است. وی نویسنده کتابی دربارهٔ سفرش به دنیای پس از مرگ است. این کتاب با نام ارداویرافنامه یا ارداویراف نامک به زبان پهلوی از وی بهیادگار ماندهاست. این روحانی زرتشتی میگوید سفری روحانی به عالم روحانی کردهاست. ویراف خود نامی است که از ویره در زبان اوستایی به معنای هوش و حافظه میآید و به لقب اردا به معنی مقدس نیز نائل شدهاست، و میتوان نسخههای مختلف این واژه را به شکل ارتای، ارتاک، اردا و ارداگ دید، که با اشه در اوستا و رته در سانسکریت و آرته در یونانی یکی و به معنای راستی و درستی است. به این ترتیب ارداویراف به معنای مرد صاحب خرد راست و مرد درست اندیش است.
بارتلمی و وست بخش نخست نام او را گاهی نیز به شکل ارتا و بخش دوم را به شکل ویراپ خواندهاند. کریستنسن آن را به شکل ارداگویراز و ارتاگویراژ مینویسد. او در اندیشه ایرانیان قدیم صاحب معراج است و اردوایراف نامه که در سده سوم هجری نوشته شدهاست داستان معراج او است که البته شاید نسخه اصلی پهلوی آن مربوط به سالهای آخر دوران ساسانی باشد. وی در این کتاب تصویری از دوزخ بر اساس روایت زرتشتیان به دست میدهد که بعید نیست نویسندگان عرب از وی و دانته از نویسندگان عرب به وام گرفته باشد. میگویند اعتقاد مردمان به بهشت و جهنم و جهان پس از مر گ در دوره او چنان سست شده بود که از مقدسین میخواهد با خوراندن شربتی مخدر وی را به آن عالم سوق بدهند و پس از سه روز به هوش آمدن کتاب ارداویراف نامه را برای تببین آنچه در بهشت و در جهنم دیدهاست نوشتهاست.
به خاطر آمدن نام آذر مهراسپندان در این کتاب، عده ای معتقدند تاریخ نوشتن آن در سده سوم و چهارم مسیحی است، اشاره به حملات اسکندر و نبود هیچ ذکری از حمله اعراب نیز این حدس را تقویت میکند. در عین حال اشاره به نام کتاب دینکرد نشان میدهد دست کم باید در سده نهم نوشته شده باشد. به این دلیل شاید بتوان تصور کرد نسخه ای که امروز در دست ما است نسبت به نسخه اصلی حذف و اضافاتی دارد که معلوم نیست چه کسانی چه وقت به آن افزوده یا از آن کم کرده اند. به عقیده برخی محققین دین زرتشت نخستین دینی است که در باب آخرت گمانه زنی و از زندگی پس از مرگ پرده برداری کردهاست. به همین دلیل متن کتاب ویراف بر متون دینی متاخر و این بخش از معتقدات دین زرتشت بر دینهای متاخر اثر گذاشته و در باب بهشت و جهنم آنها را تغذیه کردهاست.




