شبستری در ۶۸۷ق در شبستر متولد شد. وی این مثنوی را در پاسخ به پرسشهای امیر حسینی هروی سرودهاست. در ۱۷ شوال سال ۷۱۷ فرستادهای از خراسان مشکلات و مسائل مربوط به فهم و تبیین پارهای از رموز و اشارات عرفانی را در قالب نامهای منظوم در مجلسی با حضور شبستری میخواند.
سوالات امیر حسینی هروی بهصورت منظوم بود و محمود شبستری به اشارت بهاءالدین یعقوب تبریزی، فیالمجلس بیتی از سؤال را به بیتی جواب گفته و بعد بر آنها ابیاتی افزودهاست. گلشن راز در مجموع شامل ۹۹۳ بیت است.
محمود شبستری این واقعه را به نظم درآورده است:
| گذشته هفت و ده با هفتصد سال | ز هجرت، ناگهان در ماه شوّال | |
| رسولی با هزاران لطف و احسان | رسید از خدمت اهل خراسان | |
| .... | .... | |
| و حضرت کرد نام نامه گلشن | شود زو چشم دلها جمله روشن |
یکی از شعرهای او با مطلع «به نام آن که جان را فکرت آموخت» در کتاب فارسی ششم دبستان آورده شدهاست.
غلامحسین ابراهیمی دینانی فیلسوف ایرانی دربارهٔ گلشن راز مینویسد:
گلشن راز بهصورت نظم است کسانی که با عالم شعر آشنایی دارند، به روشنی میدانند که هویت شعر بر اساس تخیل استوار گشته و هر اندازه یک شاعر از قدرت تخیل برخوردار باشد، شعر او نیرومندتر و زیباتر شناخته میشود. البته هر اندازه قدرت تخیل با زیبایی لفظ و بیان همراه باشد، جایگاه آن شعر والاتر خواهد بود. منظومهٔ گلشن راز، نوعی شعر بوده و از زیبایی لفظ و بیان برخوردار است، ولی این منظومه گونهای از شعر است که بیش از آنکه از تخیل سرچشمه بگیرد، بر اساس عقل و حکمت استوار شدهاست. این سخن دربارهٔ اشعار عرفای عالیمقام دیگر نیز صادق است.
این اثر محمود شبستری از جهت حجم و تعداد صفحات کوچک است، ولی بزرگترین و عمیقترین مسائل عرفانی در آن مطرح شدهاست. کمتر مطلبی را میتوان در کتاب بزرگ و پرحجم «فتوحات مکیه» یا حتی «فصوص» ابن عربی پیدا کرد که موجز و مختصرِ همان مطلب در منظومهٔ «گلشن راز» مطرح نشده باشد.
تعداد ابیات در بر دارندهٔ سؤالات هروی را ۱۶ یا ۱۷ نقل کردهاند، که پارهای از آنها (از ابتدا و به ترتیب) بهصورت زیر است:
| نخست از فکر خویشم در تحیر | چه چیز است آنکه گویندش تفکر؟ | |
| کدامین فکر ما را شرط راه است؟ | چرا گه طاعت و گاهی گناه است؟ | |
| که باشم من؟ مرا از من خبر کن | چه معنی دارد اندر خود سفر کن؟ | |
| مسافر چون بُوَد؟ رهرو کدام است؟ | که را گویم که او مرد تمام است؟ | |
| که شد از سر وحدت واقف آخر؟ | شناسای چه آمد عارف آخر؟ | |
| اگر معروف و عارف ذات پاک است | چه سودا بر سر این مشت خاک است؟ | |
| کدامین نقطه را نطق است، اناالحق؟ | چه گویی هرزهای بود آن رمز مطلق؟ | |
| چرا مخلوق را گویند واصل؟ | سلوک و سیر او چون گشت حاصل؟ | |
| وصال ممکن و واجب به هم چیست؟ | حدیث قرب و بعد و بیش و کم چیست؟ | |
| چه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد؟ | ز قعر او چه گوهر حاصل آمد؟ | |
| چه جزو است آنکه او از کل فزون است؟ | طریق جستن آن جزو، چون است؟ | |
| قدیم و محدث از هم چون جدا شد؟ | که این، عالم شد آن دیگر خدا شد؟ |
خرابات
در ادبیات عرفانی کهن منظور از خراباتی انسان وارستهای است که خودی خویشتن را خراب کرده و از حصار خودبینی و خودپرستی رها گشتهاست.
| خراباتی شدن از خود رهایی است | خودی کفر است اگر خود پارسایی است | |
| خرابات از جهان بیمثالی است | مقام عاشقان لاابالی است |








خلاصه گلشن راز بصورت صوتی و به همراه شرح برخی ابیات
دانلود