078 ـ و نوره و برهانه عندکم و امرکم الیکم. من والاکم فقد والی الله - بانک اطلاعات عمومی

1396/10/22 078 ـ و نوره و برهانه عندکم و امرکم الیکم. من والاکم فقد والی الله
078 ـ و نوره و برهانه عندکم و امرکم الیکم. من والاکم فقد والی الله

در این مقاله از سایت مطلبی در مورد ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته احادیث و روایات از سایت دین و زندگی مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

تاریخ: یکشنبه 1394/11/11
شارح : محمد محمدی ری شهری
مدت:

والى : دوست بود ، همراه بود ، دنباله رو بود ، یار و یاور بود .[۱]

عادى : دشمنى ورزید ، خصومت کرد ، برخورد خصمانه داشت .[۲]

اَحَبَّ : دوست داشت ، مشتاق شد ، عاشق شد .[۳]

أبْغَضَ : کینه ورزید ، متنفّر شد .[۴]

اِعْتَصَمَ : پیوست ، چنگ زد ، پناهنده شد .[۵]

شرح

پیش از این توضیح دادیم که[۶]«نور» و «برهان» خدا را سه گونه معنا کرده اند : نخست ، آن که برهان توحید و خداشناسى ، نزدِ اهل بیت علیهم السلام است و امام ، چراغِ هدایت و دلیلِ خداشناسى است . دوم ، آن که علمِ قرآن ، در اختیار امام است و معناى سوم ، معجزه انبیاى پیشین است که از آن ، به «نور» و «برهان» ، یاد مى شود و در هر زمان ، نزدِ اهل بیت پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است . همچنین ، واگذارى «امر الهى» به اهل بیت علیهم السلام ، پیش از این ، مورد بررسى قرار گرفت .[۷]

اینک با جمله «وأمره إلیکم» ، به همان ویژگى سیاسى اشاره شده است ؛ یعنى امرِ خدا ـ که همان برپایىِ حکومتِ دینى و سیاسى است ـ ، به شما واگذار شده است . این تفسیر ، برخاسته از فرهنگِ قرآنى در معناى «امر» است :

«وأَطِیعُوا اللّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسولَ وَاُولِى الأَمرِ مِنکُمْ .[۸]و از خدا فرمان ببرید ، و از پیامبر و صاحبْ اختیارانتان (صاحبان امر) که از خودتان هستند ، فرمان ببرید» .

عبارت «و أمره إلیکم» ، با اشاره به این آیه قرآن ، اطاعت از رهبرى سیاسىِ اهل بیت علیهم السلام را واجب مى داند و روى گرداندن از آن ، مانند روى برتافتن از خدا و پیامبرِ اوست .

اکنون باید دید که چرا این عبارت ها تکرار شده اند و انسجام این جملات و جملات پسین ، چگونه است ؟

انسجامِ درونْ ساختارى

تکرار دو عبارتى که پیش از این بررسى شد ، انسجامِ درونْ ساختارى «زیارت جامعه» را نشان مى دهد . آنچه در این عبارات مشاهده مى شود ، رابطه مقدّمه اى هر عبارت براى عبارت بعدى است ، به گونه اى که سِرّ وجوب پیروى از معصوم ، به عبارت پیشین ، باز مى گردد . به دیگر سخن ، «نور» و «برهان» الهى در نزد امام است و او ، چراغ هدایتى است که با منطق و استدلالِ قطعى ، راه توحید را مى نمایانَد . بنا بر این ، شایستگىِ رهبرى دینى و سیاسى جامعه توحیدى را داراست و خداوند ، بر همین اساس ، امرِ حکومتِ خویش را به او سپرده است . امام ، خلیفه خداوند و نماینده اوست و دنیا را براى بندگانش ، آن چنان سامان مى دهد که خشنودى حق ، در آن است و با فراهم آوردن دین و دنیا ، دنیایى سراسر زیبا مى سازد . اصرار براى مدیریتِ دینى و سیاسى اهل بیت علیهم السلام ، اصرار براى ساختن دنیایى زیبا در پرتو دین است .

اکنون که رابطه «امر خدا» با «نور» و «برهان» آشکار شد ، رابطه عبارت هاى پسین با این عبارات نیز تبیین مى شود . کوتاه سخن این که ، امام ، نماینده حق تعالى است و هر گونه رفتارى با نماینده خدا ، رفتار با اوست . آن که به جانشین خدا عشق بورزد ، عاشق اوست ، و آن که با او در آمیزد ، کینه و بغضِ خدا را در سینه پرورانده است . آنچه در عبارت هاى بعدى مى آید ، چگونگى رابطه مردم با نمایندگانِ خداوند را بازگو مى کند .

پیروى عاشقانه

در عبارت «مَنْ والاکُم فَقَد والَى اللّه ...» ، «وَلاء» ، وقتى است که میان دو چیز ، هیچ فاصله اى غیر از خودشان نباشد[۹]و به دیگر سخن ، دو چیز ، کاملاً به هم پیوسته باشند . از همین رو ، واژه «وَلاء» و «تولّى» و مشتقّات آنها ، براى قُرب و نزدیکى اى به کار مى رود که ملازمت و همراهىِ آنها ، جدا ناشدنى است . بنا بر این ، توجّه به دو عنصرِ «همراهى» و «پیوستگى» ، در تمامى معانى «وَلىّ» ، ضرور است و چنانچه ولىّ ، به سرپرست ، یاور و دوستْ ترجمه شود ، مراد ، سرپرستى است که جدایى از او ، ممکن نیست و یاور و دوستى است که جدا ناشدنى است . با این توضیح ، مفهوم عبارتِ «مَنْ والاکم فقد والَى اللّه » ، یعنى : هر کس به شما نزدیک شد و یاورِ شما شد ، به خدا نزدیک مى شود و یاور اوست .

عبارت «من أحبّکم فقد أحبّ اللّه » نیز به دوستىِ همسان اهل بیت علیهم السلام و خداوند متعال ، اشاره دارد که موضوع دوستى خدا و اهل بیتِ او ، یکى است و نمى توان به خدا عشق ورزید ؛ امّا اهل بیت او را دشمن داشت . از امیر مؤمنان علیه السلام روایت شده که فرمود :

سمعتُ رسول اللّه صلى الله علیه و آله یقول : أنَا سَیِّدُ وُلدِ آدَم وَ أنتَ ـ یا عَلِیُّ ـ والأئِمَّةُ مِن بَعدِکَ سَادَةُ اُمَّتِی . مَن أحَبَّنا فَقَد أحَبَّ اللّهَ وَ مَنْ أبغَضَنا فَقَد أبغَضَ اللّهَ وَ مَن والانا فَقَد والَى اللّهَ وَ مَن عادانا فَقَد عادَى اللّهَ .[۱۰]از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که مى فرماید : «من ، سَرور فرزندان آدم هستم و تو ـ اى على ـ و امامان پس از تو ، سَروران امّت من هستید . هر کس ما را دوست بدارد ، بى گمان ، خدا را دوست داشته است و هر کس ما را دشمن داشته باشد ، بى گمان ، خدا را دشمن داشته است و هر که یاور ما شد ، بى گمان ، خدا را یارى کرده است و هر که دشمن ما شد ، بى گمان ، با خدا دشمنى ورزیده است .

در مجموعه کتب روایىِ شیعه ، دوستى و دشمنى با خدا ، با معیارِ چگونگى رفتار با امامان علیهم السلام سنجیده مى شود ؛ زیرا محبّت به اهل بیت علیهم السلام ، تنها یک احساس نیست ؛ بلکه برخاسته از نگرشِ حقیقى انسان به خدا و جهان خلقت است . شیعه ، پیش از آن که به امام عشق بورزد ، خدا را شناخته است و بر اساس دستورهاى الهى ، محبّت خود را براى دوستان خدا و کینه خود را براى دشمنان او ، نثار مى کند . در مکتبِ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، معیارِ پذیرش هر عبادتى ، محبّت اهل بیت علیهم السلام است و بس . در حدیثى آمده که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود :

لَو أنَّ عَبدَا عَبَدَ اللّهَ عز و جل بَینَ الصَّفا وَالمَروَةِ ألفَ عامٍ ، ثُمَّ ألفَ عامٍ ، ثُمَّ ألفَ عامٍ ، وَ لَم یُدرِکْ مَحَبَّتَنا لأکَبَّهُ اللّهُ عَلى مِنْخَرَیهِ فِى النّارِ . اگر بنده اى هزار سال در میان صفا و مروه ، خدا را عبادت کند و هزار سال دیگر و هزار سال دیگر ، امّا محبّت ما را نداشته باشد ، خداوند ، او را در آتش [ دوزخ ] ، سرنگون مى سازد .

سپس ، این آیه را تلاوت کرد :

«قُل لَا أَسْـئلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى[۱۱].[۱۲]بگو : من براى آن (رسالت) ، از شما مزدى نمى خواهم ، مگر دوست داشتن خویشاوندان [نزدیکم] » .

دشمنىِ تباه کننده دین

اهل بیت علیهم السلام ، نور و برهان الهى اند و از سوى خداوند ، امر امامت به آنان سپرده شده است . بنا بر این ، کینه ورزى با اهل بیت علیهم السلام ، دشمنى با خداست . همان گونه که داشتن محبّت ، برخاسته از نگرش دینى ماست ، کینه و خشم ورزیدن نیز ریشه در باورهاى دینى دارند و پیامدهاى بسیار دشوارى دارند . نخستین پیامد دشمنى با اهل بیت علیهم السلام ، تباهى دین و ناخشنودى پروردگار است . بنا بر روایتى ، پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده است :

ألا وَ مَنْ أَبغَضَ آلَ مُحَمَّدٍ جَاءَ یَوْمَ القِیَامَةِ مَکتُوبا بَینَ عَیْنَیْهِ : آیِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ ![۱۳]بدانید هر کس که خاندان محمّد را دشمن بدارد ، روز قیامت ، در حالى مى آید که بر پیشانى اش نوشته شده است : «محروم از رحمت خدا!» .

در روایت دیگرى از ایشان ، آمده است که فرمود :

مَن أَبغَضَنَا أَهْلَ البَیْتِ فَهُوَ مُنافِقٌ .[۱۴]هر که ما اهل بیت را دشمن بدارد ، او منافق است .

در میراث حدیثى شیعه ، دشمنان اهل بیت علیهم السلام ، کافر ، یهودى و نصرانى شمرده شده اند و در زمره دوزخیان خواهند بود .[۱۵]

بى تردید ، هشدارهاى فراوان پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به دشمنان اهل بیت علیهم السلام ، براى برانگیختن احساس ها نیست ؛ بلکه خطرِ تباهى دین را به مردم ، گوشزد مى کنند و آنان را از سراشیبى سقوط در دوزخ ، باز مى دارند . وقتى بغض و کینه اهل بیت علیهم السلام ، آثارى مانند کفر و نفاق در پى دارد ، رویارویى و جنگیدن با ایشان ، آثارى به مراتب شدیدتر خواهد داشت .

بدین سان ، زائر اهل بیت علیهم السلام ، خطاب به آنان مى گوید : «مَنْ والاکُمْ فَقَد والَى اللّه ، وَ مَنْ عاداکُم فَقَدْ عادَ اللّه ، وَ مَنْ أحَبَّکُم فَقَدْ أحَبَّ اللّه وَ مَنْ أبْغَضَکُمْ فَقَدْ أبْغَضَ اللّه ؛ هر که یاورِ شما شد ، بى گمان ، خدا را یارى کرده است و هر که شما را دشمن بدارد ، بى گمان ، با خدا دشمنى ورزیده است . هر که شما را دوست بدارد ، بى گمان ، خدا را دوست داشته است و هر که با شما کینه بورزد ، بى گمان ، با خدا کینه ورزیده است» .

پیوند با خدا

جمله «مَنِ اعْتَصَم بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللّه ؛ هر کس به شما تمسّک جوید ، به خدا تمسّک جسته است» نیز بر مقدّمه هاى پیشین ، استوار است ، یعنى اهل بیت علیهم السلام ، انوار الهى و جانشینان خدا بر زمین اند و هر یک از زمینیان که پیوند با خدا را مى خواهد ، باید به آنان تمسّک جوید و به کمندِ لطف آنان ، چنگ زند . این عبارات ، برگرفته از اصطلاحى قرآنى هستند که مؤمنان را به تمسّک به خدا ، ترغیب مى فرماید :

«... إِلَا الَّذِینَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِینَهُمْ لِلَّهِ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ .[۱۶]... مگر کسانى که توبه کنند و راه اصلاح را در پیش گیرند و به [کتاب ]خدا چنگ زنند و دین خویش را براى خدا ، پاک گردانند ، پس اینان با مؤمنان اند» .

واژه «اعتصام» ، با نوعى ممانعت و مصونیت ، همراه است[۱۷]و کسى که خود را به خدا پیوند زند ، از آفات فراوانى در امان خواهد بود . قرآن ، دگرباره ، مردم را به چنگ زدن به ریسمان الهى فرا مى خوانَد :

«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُواْ .[۱۸]و همگى به ریسمان خدا ، چنگ زنید و پراکنده مشوید» .

روایت شده که امام صادق علیه السلام ، در تفسیر این آیه فرمود :

نَحنُ الحَبْلُ .[۱۹]آن ریسمان ، ما هستیم .

این تفسیر ، از آن رو سودمند است که براى مردم ، ریسمان الهى را تبیین مى کند و کسانى که پیوند با خدا را مى طلبند ، با تمسّک به سخن و رفتار اهل بیت علیهم السلام ، به آن خواهند رسید . مجموعه روایاتى که در باره تمسّک به خاندان پیامبر خدا صلى الله علیه و آله آمده ، بسیار است .[۲۰]براى نمونه ، پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، در تشبیهى زیبا ، جایگاه اهل بیت علیهم السلام را شناسانده و خداوند ، دوستانش را به پیوند با ایشان ، ترغیب فرمود :

أنَا وَ أهلُ بَیتِی شَجَرَةٌ فِى الجَنَّةِ وَ أغصانُها فِى الدُّنیا ، فَمَن تَمَسَّکَ بِنَا اتَّخَذَ إلى رَبِّهِ سَبِیلاً .[۲۱]من و اهل بیتم ، درختى هستیم که در بهشت است و شاخه هاى آن ، در دنیاست . پس هر که به ما چنگ آویزد ، راهى به سوى پروردگارش در پیش گرفته است .

اهل بیت علیهم السلام ، مهم ترین و مطمئن ترین ریسمان الهى اند . آنان که به اهل بیت علیهم السلام تمسّک جویند ، به سایر ریسمان هاى الهى نیز چنگ انداخته اند و آن که ارتباط خود را در دنیا با اهل بیت علیهم السلام ، محکم و استوار کند ، با قرآن و خدا ، مأنوس مى شود و بدین سان ، به خدا مى رسد و در آرامشِ یافتنِ خدا ، زندگى خوشى را سامان مى دهد .

[۱]«الولىّ هو الناصر» (لسان العرب ، ج ۱۵ ، ص ۴۰۶) . «الوَلایة والوِلایة : النصرة» (همان ، ص ۴۰۷) . «تولّى الشى ء : لزمه» (همان ، ص ۴۱۰) .

[۲]«عدا یَعْدو إذا ظلم و جار» (لسان العرب ، ج ۱۵ ، ص ۳۳) . «العداء ، بالفتح و المدّ ، الظلم و تجاوز الحدّ» (همان جا) . «عدوته : جاوزته» (همان جا) .

[۳]«الحبّ : الوداد و المحبّة» (لسان العرب ، ج ۱ ، ص ۲۸۹) .

[۴]«البغض : نقیض الحبّ» (لسان العرب ، ج ۷ ، ص ۱۲۱) .

[۵]«الاعتصام : الامتساک بالشى ء» (لسان العرب ، ج ۱۲ ، ص ۴۰۴) . «اعتصم : أی تمسّک و استمسک» (مجمع البحرین ، ج ۶ ، ص ۱۱۶) .

[۶]. ر . ک : ص ۳۳۸ : «و خصّکم ببرهانه و انتجبکم لنوره» .

[۷]. ر . ک : ص ۲۸۳ : «و اُولى الأمر» .

[۸]. سوره نساء ، آیه ۵۹ .

[۹]. ر . ک : مفردات الفاظ القرآن ، ص ۵۳۳ .

[۱۰]. الأمالى ، صدوق ، ص ۵۶۳ ، ح ۱۶ .

[۱۱]. سوره شورا ، آیه ۲۳ .

[۱۲]. تاریخ دمشق ، ج ۴۱ ، ص ۳۳۵ .

[۱۳]. المناقب ، خوارزمى ، ص ۷۳ ، ح ۵۱ .

[۱۴]. فضائل الصحابة ، ج ۲ ، ص ۶۶۱ ، ح ۱۱۲۶ .

[۱۵]. ر . ک : اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث ، ج ۲ ، ص ۶۸۴ ـ ۶۹۷ «آثار دشمن داشتن اهل بیت علیهم السلام » .

[۱۶]. سوره نساء ، آیه ۱۴۶ .

[۱۷]. «اِعتصم فلان باللّه إذا امتنع به» (لسان العرب ، ج ۱۲ ، ص ۴۰۴) .

[۱۸]. سوره آل عمران ، آیه ۱۰۳ .

[۱۹]. الأمالى ، طوسى ، ص ۲۷۲ ، ح ۵۱۰ .

[۲۰]. ر . ک : اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث ، ج ۲ ، ص ۵۶۱ «تمسُّک» .

[۲۱]. ذخائر العقبى ، ص ۴۸ .

.

078 ـ و نوره و برهانه عندکم و امرکم الیکم. من والاکم فقد والی الله

مطالب دیگری که شاید به خواندن آنها علاقه‌مند باشید